سيد محمد جواد ذهنى تهرانى

156

اساس الصرف (مشتمل بر امهات مسائل علم صرف) (فارسى)

معانى باب استفعال اين باب براى چهار معنا مىآيد : 1 - براى طلب فعل و سوال از آن آيد مانند إستخرج زيد ( يعنى زيد طلب كرد خروج كرد ) . 2 - براى دلالت كردن بر تحوّل چيزى از حالى بحالى ديگر آيد مانند استحجر الطّين يعنى گل مبدّل به سنگ شد . 3 - براى مبالغه و تأكيد فعل ثلاثى مجرد آيد مانند فرّ كه به معناى آرام گرفت ولى استقرّ به معناى البته قرار و آرام گرفت . 4 - براى دلالت كردن بر اعتقاد باينكه چيزى بر صفت اصلى خود مىباشد مانند استكرمته ( يعنى اعتقاد دارم در آن شخص كرم را ) . معناى باب افعال اين باب غالبا براى دلالت بر رنگ يا عيب آيد مانند احمرّ ( سرخ شد ) . معناى باب افعيلال اين باب هم غالبا براى دلالت بر رنگ يا عيب آيد مانند احمارّ ( سرخ شد ) . تبصره : تمام ابوابيكه ذكر شد و ابواب رباعى مجرد و رباعى مزيد هم لازم استعمال ميشوند و هم متعدّى مگر سه باب كه هميشه لازم هستند : 1 - باب انفعال . 2 - باب افعلال . 3 - باب افعيلال .